فاطمه فخر ِزنانِ عالم است
دختر رسول گرامی اسلام بودن و یا افتخار همسری ابرمردی چون علی را داشتن و یا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ و بیهمتاست. شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد .
عایشه نیز یکی از چهره های آگاه و حق شناسی است که در واپسین روزهای زندگی بانوی بانوان به دیدار آن حضرت شتافت و هنگامی که او را اندوهگین و اشکبار دید،گفت:پدر ومادرم فدایت باد چه چیز تو را گریان ساخته است؟
دخت فرزانه پیامبر فرمود: آیا از ناتوانی من آگاه هستی آن ضعفی که پرنده را بی بال وپر میسازد و رهروان به خاطر آن از راه باز مانده اند ؟این رویداد غمباری بود که خدا آن را به آسمان بالا برد ومن در زمین به انده وآزمایش آن گرفتار آمدم.به درستی که آن دو مرد از از قبیله ثم وعدی (عمر وابوبکر) با ابالحسن در مقام پیشتازی و مسابقه بر آمدند و چون ناتوان گشتند و جان به گلویشان رسید ،کینه او را به دل گرفتند و سر نهان خود را آشکار ساختند پس چون نور دین کم شد و طایر روح پیامبر از این عالم پر کشید ،آن دو خشم وحدت خود را نمایان کردند و حمله ویورش را آغاز نمودند .آری آن دو به فدک دست اندازی کردند و آه که چگونه مالک آن گشتند ،آن بخشش پروردگار بلند مرتبه به پیامبر مناجات کننده با وفایش بود.
به تحقیق که آن حضرت فدک را به کودکان گرسنه از فرزندان خود و نسل من بخشیده بود واین بخشش با علم خدا و به گواهی امین وحی او انجام پذیرفت.از این رو اگر آن دو وسیله تامین زندگی ساده فرزندان مرا برده و مرا از این درامد ناچیز بازداشتند،من آن را در روز رستاخیز مایه تقرب به خداوند قرارداده و به حساب او خواهم آورد وبه طور حتم خورندگان آن شعله های سوزان آتش جهنم را خواهند چشید.
حضرت فاطمه زهرا (ع)از بیماری سخت خود شکایت نداشت ،بلکه آنچه او را سخت رنج می داد و پیکرش را آب می کرد امواج درد ها ،مصیبت ها و رنج هایی بود که هر روز بر آن افزوده می شد.این فشارها بود که بر رنج و بیماری برخاسته از ماجرای یورش به خانه اش کمک کرد تا بانوی سر فراز گیتی را در انفوان جوانی به بستر شهادت بکشاند.حضرت فاطمه زهرا در یورش دژخیمان حکومت غاصب به خانه اش ،به گونه ای میان درو دیوار فشرده شد که علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمایه اش ،جنین وی نیز سقطگردید و تازیان های بیدادی که بر پیکر مبارکش فرود آمد ،بدنش را مجروح و خون آلود ساخت و آثار عمیقی بر بدن آن نازنین بر جای نهاد. در کنار اینها ؛تاملات حاصل از سوگ پدر و گریه بسیار آن حضرت نیز از عواملی بود که باعث شدت بیماری و زوال شادابی و طراوت از خورشید جهان فروز وجود او می شد.ستم ،خشونت و مواضع نا جوانمردانه برخی از مسلمان نما ها و نیز تحول ارتجاعی در سیستم سیاسی ودگرگونی کارها و تغییر اوضاع و شرایط به سود ارتجاع و جاهلیت را نیز شاید از عواملی بر شمرد که فشاردردها و رنجها را هر لحظه بیشتر می کرد و خورشید وجود اندیشمندترین و آزاده ترین بانوی جهان هستی را به سوی مغرب شهادت پیش می برد.
زمانی که بیماری حضرت فاطمه زهرا (ع) شدت گرفت و مدت بستری شدن ایشان به طول انجامید اغتشاش عجیبی در میان مردم ایجاد گردید زیرا مردم ،بیماری آن مخدره را ناشی از ستم وشکنجه دستگاه خلافت می دانستند وروز به روز ،افکار عمومی علیه جریان حاکم تهییج می شد .از این رو ،برای فرو کش کردن آشوب و رفع این حقیقت از خویشتن ،آن دو چند مرتبه به منظور عیادت آن حضرت به در منزل حضرت علی(ع) رفتند ،ولی اجازه ملاقات داده نشد تا اینکه با وساطت حضرت علی این عیادت صورت گرفت.
چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت میکنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه میخواهی بگو، فرمود:وصیتهای من اول آن است که امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی که تربیت کننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائکه برای من تصویر کردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما که چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را که ملائکه از جانب حق تعالی برای او وصف کرده بودند به آن حضرت نشان داد.
(برای من تابوتی قرار ده، زیرا که ملائکه را دیدم که صورت تابوت برای من ساختند.) پس فرمود: وصیت سوم من آن است که در هر ساعت از شب و روز که وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن کنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا که بر من ستم کردهاند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند.
پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. پس از آن که از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن کرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن که در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تکفین آن حضرت گردید. حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و جسد مطهّرش را دفن کردند...
در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اکثر علمای امامیه گفتهاند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اکثر روایات معتبر دلالت میکند بر آن که سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.
حضرت فاطمه(س) میفرمایند: از بخل دوری کن، زیرا بخل درختی است در جهنم که شاخههایش در دنیا میباشد و هرکس به آن شاخهها بیاویزد، داخل در جهنم میشود و سخاوت، درختی است در بهشت که شاخههایش در دنیا گسترده است و هرکس شاخهای از آن را بگیرد داخل بهشت میشود. خداوند، صبر را وسیلهی استحقاق و شایستگی پاداش قرار داد.


نظر دهید